رویش نیر

پایگاه خبری تحلیلی

رویش نیر

چهارشنبه 13 خرداد 1405
  • گروه: اجتماعی
  • کد خبر: 261
  • بازدید: 297
  • 1403/04/30 - 07:42:05

معرفی:

شهید غفار آقایی ویند

شهید غفار آقایی ویند

دوران بلوغ، دوران شکوفایی اخلاق حسنه و شخصیت مثبت این بزرگوار بود. به طوری که در غیرت و همت زبانزد اهل محل بود.

به گزارش خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «رویش نیر»، در یکی از روزهای گرمترین فصل ،خداوند پنجم شهریور سال ۱۳۴۰ در روستایی به دور از آداب و رسوم دست و پاگیر بشری از پدری به نام الله بخش و مادری به نام صوریه ندیمی ثبت شده است.
پنجمین ستاره در میان خانواده دوازده نفری است که بی غل و غش بی ریا و به دور از دوز و کلک امروزیها در کمال صلح و صفا زیر سقفی جمع
شده اند که سرشار از عشق است و رنج و عرق جبین
سفره شان مزین به نان حلال و پنیر و ماست و دیگر فرآورده های لبنی است که عایدی گاو و گوسفندان دست پرورده ی خویش بوده و شوربایی که مادر بعد از پخت نان داخل تنور میاندازد و بوی خوش گوشت قورمه تا آن سر کوچه می رود.
دستهای پر از پینه پدر نشان از همت و مردانگی اوست که با شخم غیرت زمین تفته را به گاو آهن و خیش نرم میکند و حاصل آن گندمزار زردی است که پیام آور برکت است و فراوانی ساری» سنبل دستاورد زحمات کشاورزی مرد آذری است و مایه ی قوت اهل خانه و مادر ستون این خانه است در رسیدگی به امور منزل رتق و فتق بچه ها و بزرگترها که خسته و گرسنه از سر زمین زراعی برمیگردند رسیدگی به ماکیان و... تربیت بچه ها و در پایان سفرهی مهربانیها که می گسترد و چای داغی که به دست خسته ای میرسد همه و همه در سایه تلاشهای بینظیر زنی است که مادر بودن را غنیمت می شمرد. مادری فداکار ، زحمتکش مهربان و یار و غم خوار همه از بزرگ و کوچک و غفّار در آغوش چنین پدر و مادری میبالد و اوج می گیرد.

خانواده ای مذهبی و اجتماعی که زبان زد اهل محل و گره گشای کار همسایگان هستند.

آن طور که میگویند با تولد این فرزند اوضاع مالی خانواده رو به بهبود میرود و کار دامداری و کشاورزی آنها رونق میگیرد و همه ی اینها نشانه ی مبارکی قدم این تازه مولود است.
آزاد و آزاده در دامنه ی پرشکوه سبلان رشد می کند، بازی میکند با بچه ها دم میگیرد و با مرغان و خروسان و گوسفندان و بره ها اوقات فراغتش را پر می کند.
ساده زیستی خصلت بارز روستاییان است و این فرزند روستایی با الگو گرفتن از بزرگترها ساده زیستی را سر لوحه خویش قرار میدهد و با توجه به جنب و جوش و تحرکی که خاص کودکان است جزو بچه های بازیگوش و شلوغ محلّه بود، اما در عین حال با ادب و نزاکت؛ به طوری که هیچ کس تا به حال از کودکی ها و شیطنت های او گلایه ای نکرده است. 

با شور و اشتیاقی وافر به همراه خواهر و برادر بزرگتر خویش به مدرسه می رفت و در انجام تکالیفش ساعی و کوشا و غیرتمندی از همان اوان کودکی صفت بارز این شهید بزرگوار بود. مهربان و عاطفی بود و بی مهری را بر نمی تابید و هرگاه کسی بچه ای را آزار و اذیت میکرد بلا فاصله با واکنش شدید او روبه رو میشد.
«غفار آقایی» یکی دیگر از قربانیان بی امکاناتی روستاها در زمان رژیم سابق است. او که دوره ی ابتدایی را با شوق و علاقه ای وافر درس میخواند چون به راهنمایی رسید به علت عدم وجود مدرسه در روستا از ادامه ی تحصیل باز ماند و ناگزیر مثل اغلب بچه ها به کشاورزی پرداخت.

دوران بلوغ، دوران شکوفایی اخلاق حسنه و شخصیت مثبت این بزرگوار بود. به طوری که در غیرت و همت زبانزد اهل محل بود.
با وجود کثرت کار و سختی ،شغل ،مسجد محل زندگیاش بود و نماز جماعت و انجام فرایض،دینی آرمانهای بزرگ زندگی اش بود.

مطیع و گوش به فرمان پدر و مادر و مونس و همراه و هم راز خواهرها و برادرهای بزرگتر و کوچکتر از خود و رفیقی شفیق برای دوستان و گره گشا
برای همسایگان بود.
خلاصه بگویم مردی بود از تبار مردان مرد اهل خدا و پیغمبر بود و عزاداری را برای امام حسین (ع) از رفتارهای حسنه دیگر وی در نامه ی زندگی نه چندان طولانی اش بود.
آقای کلام علی جعفری صمیمیترین دوست شهید می گوید:
شهید غفار نمونه ی صبر و مقاومت در برابر مشکلات بود و توکل به خدا در دشواریها درسی بود که من از وی یاد گرفتم.
آرزوی دوران زندگی اش معلم شدن و درس دادن بود، اگر چه در آن برهه از زمان به علت وجود مشکلات عدیده نتوانست به این مهم دست یابد اما طی دلسوزی چون شهید بر میآمد و لاغیر. زندگی افتخار آفرینش چنان درسی به ما داد که تنها از عهده ی معلم مجرب و دلسوزی چون شهید برمی آمد.

دفاع از میهن اسلامی و ارکان دولت اسلامی جزء شعایر زندگیاش بود و همواره یادآوری میکرد که ایستادگی در مقابل دشمن تجاوزگر، وظیفه ی تک تک افراد ملت غیور و مسلمان ایران است و این مهم بزرگ و کوچک نمی شناسد پس برای اثبات ادعای خویش در اولین فرصت لباس مقدس سربازی به تن کرده و عازم جبهه های جنگ حق علیه باطل شد.

زمانی که میرفت همچون ریش سفیدی پر تجربه سفارش همه چیز را کرد 

- نماز، روزه ،حجاب امر به معروف نهی از منکر، جهاد.

آری سرهای بزرگ آرزوهای بزرگ در خود می پرورانند و دلهای عاشق عشقی خدایی می.جویند مردان غیرتمند بیغیرتی نمیتوانند کرد و آرامش و آسودگی را نه در پس چهار دیواری شهرها و زیر سقف های خانه بلکه در میدان رزم و خاکریزها و سنگرها میجویند و شور می آفرینند و حماسه می سرایند.


چنان که بعد از شهادت غفار آقایی همگان از ،غیرت ،جرأت ،فداکاری ،قوت قدرت و ایثارگری وی ابراز اعجاب و شگفتی می.کنند
آری چنان میشود که این شیر عرصهی مبارزه و جنگ این نونهال باغ «الله» بخش آقایی در عنفوان جوانی به تاریخ ۱۵ مهر ۱۳۵۹ به عنوان سرباز
عازم خط مقدّم ، شده در لشکر ۹۲ زرهی ارتش مشغول خدمت گردید. صحنه های عاشقانه و عارفانهای آفرید که قلم تاب نگارش آن را ندارد و عشق
در برابر بزرگی روح این بزرگواران خلع سلاح می شود.
سرانجام شهید مثل دیگر عاشقان الهی و قرب خدایی به تاریخ ۱۹ دی ماه سال ۱۳۵۹ در محلّ خور اهواز در اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نایل آمد و در کمال ادب و تواضع جان به جان آفرین تسلیم کرد؛ که بازگشت همه به سوی اوست. جسم پاره پاره و غرقه به خون این آلاله ی آزاده ی آذری در روستای رضاقلی قشلاق میعادگاه عاشقان سینه سوختهای است که هر پنجشنبه با او عهد و میثاق تازه میکنند و ادامه راهش را نوید می دهند.
خاکش نورباران و روحش قرین رحمت ایزد منان



انتهای خبر/ ح

اشتراک‌گذاری

  • شهید غفار آقایی ویند

برچسب‌ها

دیدگاه‌ها

  • وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاه شما برای ما مهم است
چهارده به‌اضافه چهار