- گروه: اجتماعی
- کد خبر: 854
- بازدید: 417
- 1404/07/17 - 09:33:13
یادداشت؛
طوفانالاقصی نماد بیداری امت اسلامی
طوفان الاقصی، تنها یک حادثه در تقویم نیست؛ یک نقطه عطف تاریخی است این رویداد، کابوس عادیسازی را به رؤیای وحدت بدل ساخت و نشان داد که در سایه ایمان، آگاهی و اراده جمعی، انجام شد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «رویش نیر»، سید سهیل حسینی فعال رسانهای در رابطه با فرا رسیدن سالروز عملیات طوفانالاقصی نوشت: طوفان الاقصی در دقیقترین زمان ممکن صورت گرفت و کابوس عادیسازی رژیم صهیونیستی شد و رویای انزوای مقاومت را به رؤیای وحدت امت اسلامی تبدیل کرد.
در تاریخ معاصر ملتهای مسلمان، رویدادهایی وجود دارد که نهتنها جغرافیای یک سرزمین را متأثر میسازد، بلکه افق فکری و عاطفی امت اسلامی را نیز دگرگون میکند. یکی از این رخدادهای ماندگار، طوفان الاقصی بود؛ عملیاتی که در دقیقترین و حساسترین زمان ممکن، معادلات سیاسی و امنیتی منطقه را زیرورو کرد و معادلهای جدید در برابر نظم تحمیلی صهیونیستی و حامیان جهانی آن پدید آورد. این رویداد، نه صرفاً یک نبرد نظامی، بلکه جنبشی فکری، اخلاقی و اجتماعی بود که توانست صدای فراموششدهٔ عدالت را دوباره در گوش جهان طنینانداز کند.
عملیات طوفان الاقصی در مهرماه ۱۴۰۲ (۷ اکتبر ۲۰۲۳) آغاز شد؛ زمانی که بسیاری گمان میکردند پرونده فلسطین به حاشیه رفته و روند «عادیسازی روابط» میان برخی دولتهای عربی و رژیم صهیونیستی به مرحلهای برگشتناپذیر رسیده است. در چنین شرایطی، این عملیات همچون صاعقهای در فضای راکد سیاسی منطقه فرود آمد و نشان داد که ملتها، برخلاف حکومتهای وابسته، هنوز به اصول آرمان فلسطین وفادارند. لحظه وقوع طوفان الاقصی، تنها آغاز یک درگیری نظامی نبود، بلکه آغاز «بیداری جدید» بود؛ بیداریای که مرزهای ساختگی میان ملتها را شکست و پیام وحدت را از غزه تا قلبهای میلیونها مسلمان در سراسر جهان رساند.
پیشازاین واقعه، طرحهای گوناگونی برای عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی در جریان بود. برخی قدرتها تلاش داشتند مسئله فلسطین را از دستور کار امت اسلامی حذف کنند و با شعارهای اقتصادی و امنیتی، آرمان آزادی قدس را به حاشیه برانند. اما طوفان الاقصی، این محاسبه را درهم شکست. آنچه قرار بود بهعنوان «پایان مقاومت» تلقی شود، به نقطه آغاز خیزش دوباره بدل شد. ملتها، از شمال آفریقا تا جنوب شرق آسیا، بار دیگر به یاد آوردند که مسئله فلسطین، مسئلهٔ «ملت» است نه «دولتها». واکنشهای خیابانی، تجمعات همبستگی، کارزارهای تحریم اقتصادی و موج حمایت رسانهای از مردم غزه، نشان داد که طوفان الاقصی توانسته قلب امت اسلامی را به تپش دوباره وادارد.
پیش از طوفان الاقصی، رژیم صهیونیستی و حامیانش با تبلیغات گسترده سعی داشتند چهره مقاومت را منفور و منزوی جلوه دهند. مقاومت فلسطین را به گروههایی محدود، تندرو و بیپایه تقلیل میدادند. اما پس از آغاز عملیات، واقعیت دیگری آشکار شد: ها منزوی نیست، بلکه تکیهگاه اخلاقی و وجدانی جهان اسلام است. گروههای گوناگون در لبنان، یمن، عراق، سوریه و حتی در کشورهای غربی، صدای واحدی یافتند. این همصدایی، جلوهای از «امت واحده» بود؛ مفهومی که سالها در ادبیات اسلام طرح میشد؛ اما کمتر در میدان عمل به ظهور رسیده بود.
یکی از رازهای اثرگذاری طوفان الاقصی، «زمانبندی دقیق» آن بود. این عملیات در لحظهای انجام شد که رژیم صهیونیستی از درون دچار شکاف سیاسی، بحران مشروعیت و اختلافات درونی بود. همزمان، در سطح جهانی نیز نگاهها نسبت به دوگانگیهای اخلاقی غرب در حمایت از اشغالگران تغییر کرده بود. درست در همین زمان، مقاومت فلسطین با حرکتی غافلگیرانه توانست ساختار امنیتی اسرائیل را در هم بشکند «قدرت شکستناپذیر اسرائیل» را فرو بریزد. انتخاب چنین لحظهای، نشان از بلوغ راهبردی و هوشمندی سیاسی مقاومت داشت؛ بلوغی که نه بر هیجان بلکه بر تحلیل دقیق واقعیتها استوار بود.
یکی از جنبههای شگفتانگیز طوفان الاقصی، واکنش یکپارچه مردم مسلمان بود. از تهران تا استانبول، از کراچی تا رباط، میلیونها نفر به خیابانها آمدند و شعار واحدی سر دادند: «القدس لنا». در فضای مجازی نیز، روایت مقاومت به روایت غالب تبدیل شد. جوانان مسلمان در سراسر جهان، از پلتفرمهای رسانهای برای شکستن سانسور خبری استفاده کردند و با تولید محتوای آگاهانه، جنگ رسانهای را به نفع مظلومان تغییر دادند. این حضور فعال مردمی، طوفان الاقصی را از یک نبرد نظامی به یک جنبش اجتماعی بدل کرد؛ جنبشی که پیام اصلی آن، بازگشت به هویت اسلامی و انسانی بود.
رژیم صهیونیستی و رسانههای همسو با آن، در روزهای نخست تلاش کردند این حرکت را در قالب «حمله تروریستی» معرفی کنند. اما حقیقت، دیر یا زود خود را آشکار ساخت. افکار عمومی جهان، شاهد بمباران بیرحمانه غزه، کشتار غیرنظامیان، و تخریب بیمارستانها و مدارس شد. تصاویر کودکان مجروح، خانههای ویران و مادران داغدار، وجدان جهانیان را بیدار کرد. در دانشگاهها، خیابانها و رسانههای غربی، صداهای تازهای برخاست که میپرسیدند: «چگونه میتوان از اشغال حمایت کرد و در عین حال از حقوق بشر سخن گفت؟» این پرسش، همان نقطه شکستِ پروژه تبلیغاتی دشمن بود.
در تحلیل نهایی، طوفان الاقصی را باید «پیروزی در میدان معنا» دانست. مقاومت شاید در برخی عرصهها با محدودیتهای نظامی روبهرو باشد، اما در عرصه معنا و وجدان عمومی، پیروزی کامل از آنِ اوست. این عملیات، نه تنها رژیم صهیونیستی را در وضعیت تدافعی قرار داد، بلکه قدرت نرم امت اسلامی را فعال کرد. اکنون دیگر هیچ دولت و سیاستمداری نمیتواند مسئله فلسطین را نادیده بگیرد یا آن را موضوعی فراموششده بنامد. هر تصمیم سیاسی در منطقه، خواهناخواه باید نسبت خود را با «قدس» و «مقاومت» روشن کند.
پیش از این، مقاومت بیشتر با تصویر جنگ مسلحانه و درگیری مستقیم شناخته میشد. اما طوفان الاقصی نشان داد که مقاومت، مفهومی چندبعدی است: مقاومت فرهنگی، رسانهای، اقتصادی و سیاسی، همگی بخشی از این منظومهاند. تحریم کالاهای صهیونیستی، فشار افکار عمومی جهانی، ایجاد شبکههای همیاری برای بازسازی غزه و حتی نگارش و روایتگری آزاد در فضای فرهنگی، همه مصداقهایی از مقاومت هستند. این بازتعریف، مرزهای جغرافیایی را از میان برد و هر مسلمان و آزادیخواه را در هر گوشه از جهان، به کنشگری فعال در جبهه عدالتطلبی بدل ساخت.
شاید بزرگترین دستاورد طوفان الاقصی، زنده شدن رؤیای وحدت امت اسلامی باشد. سالها این آرزو در شعارها و همایشها تکرار میشد اما در میدان عمل، کمتر نشانی از آن دیده میشد. این بار، وحدت نه از بالا بلکه از دل ملتها جوشید. جوانان شیعه و سنی، عرب و غیرعرب، با پرچمهای متفاوت اما هدفی واحد به میدان آمدند. این همافزایی اجتماعی، سرمایهای است که میتواند آینده منطقه را دگرگون کند. اگر این همبستگی در سطح فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تداوم یابد، امت اسلامی میتواند در برابر نظام سلطه، به جایگاه واقعی خود بازگردد.
طوفان الاقصی، تنها یک حادثه در تقویم نیست؛ یک نقطه عطف تاریخی است این رویداد، کابوس عادیسازی را به رؤیای وحدت بدل ساخت و نشان داد که در سایه ایمان، آگاهی و اراده جمعی، میتوان نظم ناعادلانه جهانی را به چالش کشید. اما این بیداری اگر به ساختار تبدیل نشود، در گذر زمان فرسوده خواهد شد. امروز وظیفه روشنفکران، علما، رسانهها و نخبگان سیاسی آن است که این موج بیداری را به برنامهای پایدار بدل کنند؛ برنامهای که عدالت، آزادی و کرامت انسانی را محور سیاست و فرهنگ امت اسلامی قرار دهد.
انتهای خبر/ ح
دیدگاهها